از وى به منزلهء فرمان دادن به انجام آن اشتباه است .
اين در حالى است كه اشتباه ، به خاطر اشتباه بودنش در محلّ نهى و پرهيز قرار دارد . اين موضوع باعث مىشود كه امر و نهى در يك فعل واحدِ مبتنى بر اعتبار واحد ، در كنار هم قرار گيرند كه اين امر محال است .
بنابراين ، ثابت شد خداوند متعال ، فرمان اطاعت قطعى از اولى الأمر را صادر كرده است و همهء كسانى كه خداوند ، دستور اطاعت قطعى از آنان را صادر مىكند ، بايد از خطا و اشتباه معصوم باشند » . « 1 » غزالى نيز به همين موضوع اشاره مىكند و پس از ابطال ديدگاههايى كه اشاره كرديم ، چنين مىگويد :
« سخن كسانى كه در معرض اشتباه و سهو هستند و عصمت آنان از اشتباه و سهو به اثبات نرسيده هيچ حجّيتى ندارد . در صورت جواز صدور اشتباه از خلفا ، چگونه مىتوان به سخنان آنان استدلال كرد ؟ !
چگونه مىتوان بدون ارائهء يك حجّت متواتر ، مدّعى عصمت خلفا شد ؟ !
چگونه مىتوان عصمت را براى افرادى متصوّر شد كه وقوع
هامش
( 1 ) . التفسير الكبير : 5 / 149