كوتاه سخن اين كه ، رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در دوران حيات خود ، بارها يك فعل خاص يا ترك آن را به خود يا اصحابش نسبت مىداد ، حال آن كه نسبت دادن همزمان اين امور به خود و ديگران از سوى آن حضرت فايدهاى در بر ندارد ؛ چرا كه ايشان الگو و اسوهء مردم هستند .
شوكانى در پايان اين گفتار مىگويد :
آنچه گذشت تفسير من از اين حديث بود ، اما در هنگام نگارش اين تفسير ، در ميان علما سخنى موافق با آن نيافتم . اگر اين تفسير ، صحيح باشد ، از خداست و اگر غلط باشد ، از من و شيطان است . از خداى بزرگ ، طلب بخشش مىكنم .
آرى ، اين شيخ بزرگ دريافته است كه اعتقاد به همسانى طريقهء خلفا با طريقهء نبوى ، با ظاهر حديث كه بيانگر مغايرت است ، همخوانى ندارد .
از سوى ديگر ، دست كشيدن از ظاهر حديث و عبور بدون دليل از ظاهر آن نيز جايز نيست . به همين دليل سخن خود را به وادى حجّيت آرا و اجتهادات خلفا برده و در اثبات اين حجّيت ، به حديث معاذ استناد نموده است . آن گاه در همين زمينه ، دلالت حديث بر مغايرت را به صورت پرسش مطرح كرده است ، اما در پاسخ بدين سؤال طورى عمل نموده كه مىتوان آن را پذيرش اشكال تلقّى كرد !
سنت پيامبر يا سنت خلفاء؟ (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١١٠