به راستى آيا ابن تيميّه از خدا حيا نمىكند و چنين گستاخانه دشمنى خود را با اهل بيت پيامبر آشكار مىسازد ؟ !
امير مؤمنان على عليه السلام سرآمد زاهدان عالم است ، او آن كسى است كه در شبِ شهادت خويش ، با نان و نمك افطار مىكند و حاضر نمىشود جز از نمك چيز ديگرى بر سر سفره او باشد ، چگونه ابن تيميّه جرأت مىكند كه بنويسد او با مردم جنگيد تا بر اموال و جانها چيره شود ؟ امير مؤمنان على عليه السلام در نامهاى به والى خود عثمان بن حنيف اين گونه مىنويسد :
ألا وإنّ إمامكم قد اكتفى من دنياه بطمريه و من قوته بقرصيه ألا وإنّكم لا تقدرون على ذلك ، و لكن اعينوني بورع واجتهاد وعفّة وسداد .
فواللَّه ، ما كنزت من دنياكم تبراً ، ولا ادّخرت من غنائمهما وفراً ، ولا أعددت لبالي ثوبي طمراً . . . . « 1 »
آگاه باشيد ! امام شما از دنياى خود به دو جامهء فرسوده و دو قرص نان بسنده كرده است . بدانيد كه شما توانايى چنين كارى را نداريد ، امّا با پرهيزكارى ، تلاش فراوان و پاكدامنى و راستى مرا يارى دهيد .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : نامه 45