تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگاهى به حديث سد الأبواب (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
مىشد ؛ ابوبكر ، عمر ، عثمان و ديگران . راوى مىافزايد : على عليه السلام آمد و بالاى سر رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله ايستاد . پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : براى چه اين‌جا ايستاده‌اى ؟ اينك به خانه‌ات باز گرد . پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله دستور بستن درِ خانه را به على عليه السلام نداد . مردم گفتند : پيامبر درِ خانه‌هاى ما را بست ؛ ولى درِ خانهء على را رها كرد ، با اين كه او جوان‌ترين ماست ! برخى ديگر گفتند : به خاطر خويشاوندى درِ خانه على را باز گذاشت . برخى پاسخ دادند : حمزه به پيامبر از على نزديك‌تر است و برادر رضاعى و عموى اوست ! برخى ديگر گفتند : درِ خانه او را به خاطر دخترش نبست . اين سخنان به گوشِ رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله رسيد . پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله پس از آن كه منادى سه بار براى بستن درها ندا داده بود براى پاسخ به اعتراضات مردم از خانه خارج شد . چهره مبارك آن حضرت از خشم سرخ شده بود كه معمولًا صورت آن حضرت به هنگام خشم سرخ و رگ‌هايش برافروخته مىشد . حضرت با اين حال به حمد و ثناى الهى پرداخت ، آن گاه خطاب به مردم فرمود : فإنّ اللَّه أوحى إلى موسى عليه السلام أن اتّخذ مسجداً طاهراً
نگاهى به حديث سد الأبواب (فارسى) — صفحة 102 | السيد علي الحسيني الميلاني