مسجد باز مىشد بست و درِ خانه او را به حال خود واگذاشت .
در اين صورت جا داشت كه پرسشگر بپرسد : « اگر خانه على جز اين در ، درِ ديگرى نداشت » ؟ ! پس باز گذاشتن در خانه او چه منزلتى از جانب رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله مىتواند باشد .
از طرفى جا داشت كسى به ابن عمر بگويد : چگونه اين ويژگى براى تو از شتران سرخ مو خوشتر است و آن را همرديف ازدواج على عليه السلام با پارهء تن رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله زهرا عليها السلام و دادن پرچم به او در روز خيبر قرار مىدهى ، در حالى كه طبيعى است كه پيامبر درِ خانه على عليه السلام را نبندد ؛ چرا كه « خانه او جز اين در ، درِ ديگرى نداشت » ؟ !
اگر اين گونه بود ديگر جايى براى گفته برخى مردم نمىماند كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله به خاطر خويشاوندى درِ خانه على ، را باز گذاشت .
برخى در پاسخ گفتند : حمزه به پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله از على نزديكتر است . او برادر رضاعى و عموى آن حضرت است !
البتّه جايى براى گفته ديگران نيز باقى نمىماند كه گفتند : درِ خانه على را به خاطر دخترش باز گذاشت !
گفت و گوى مردم كار را به جايى رسانيد كه سخنانشان به گوش رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله رسيد و حضرتش از خانه بيرون آمد . اكنون
نگاهى به حديث سد الأبواب (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٠٠