و ساختگى نقل كرده است .
ابن مَعين فراتر رفته و در ضمن روايتى از او مىگويد : وليد بسيار دروغگو است .
البته ديگر رجالشناسان نيز چنين مطالبى را در توصيف او گفتهاند . « 1 » همان گونه كه اشاره شد ، در اين سند ، وليد اين حديث را از زُهْرى نقل مىكند . يادآور مىشويم كه ما شرح حال زُهْرى را در پژوهشهاى گذشته ذكر كردهايم و تكرار نمىكنيم . « 2 » سند دوم : تِرمذى در اين سند ، اين حديث وارونه را از شَعْبى ، از حارث ، از على عليه السلام نقل كرده است . ابن ماجه نيز از همين طريق به نقل آن پرداخته است .
طبيعى است كه براى صحّت و سقم اين سند ، ضرورت دارد كه راويان آن بررسى شود . يكى از راويان آن شَعْبى است . ما شرح حال او را در پژوهشهاى پيشين خود آوردهايم . 3
راوى ديگر اين حديث وارونه حارث بن عبداللَّه اعور است .
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 11 / 131 و 132 .
( 2 ) و 3 . براى آگاهى از شرح حال زُهْرى و شَعبى ، ر . ك : خواستگارى ساختگى : 73 - 83 ، و 59 - 62 ، از همين نگارنده .