به عنوان نمونه كتاب تحفة الاثنا عشريه در ردّ شيعيان اماميه اثنا عشرى نوشته است . نگارندهء اين كتاب اعتراف مىكند كه حديث منزلت خلافت حضرت على عليه السلام را اثبات مىكند ؛ بلكه سخن را فراتر برده و مىگويد : هيچ كس دلالت حديث را انكار نمىكند ، مگر ناصبى و دشمن اهل بيت و هرگز اهل سنت به آن راضى نيستند . « 1 » سخن ما در اثبات خلافت بلافصل امير مؤمنان على عليه السلام است ؛ يعنى بعد از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بلافاصله تنها آن حضرت جانشين پيامبر است ، اما اثبات اصل خلافت امير مؤمنان على عليه السلام بعد از پيامبر از اين حديث ، انكارناپذير است ، مگر از ناصبى و دشمن امير مؤمنان على عليه السلام ، هم چنان كه نگارنده تحفة الاثنا عشريه به اين مطلب تصريح كرده و دلالت اين حديث را به اين اندازه پذيرفته است .
با وجود اين ، با مراجعه و بررسى كتابهاى حديثى اهل تسنّن و شرحهاى آنها مىبينيم آنها حتى اصل دلالت حديث منزلت را بر خلافت و ولايت نمىپذيرند و در آن مناقشه مىكنند ، همان كارى كه نويسنده تحفة الاثنا عشريه به ناصبىها و دشمنان اهل بيت عليهم السلام نسبت داده است .
هامش
( 1 ) . تحفة الاثنا عشريه : 210 .