به عنوان نمونه اگر به شرح حديث منزلت در منابعى از جمله : فتح البارى ، نگارش حافظ ابن حجر عسقلانى ، شرح صحيح مسلم از حافظ نَوَوى و المرقاة فى شرح المشكاة مراجعه كنيم ، مىبينيم كه اينان در شرح و تفسير اين حديث ، حتى در دلالت اين حديث بر اصل امامت و ولايت اشكال مىكنند ؛ يعنى همان سخنى كه نگارنده تحفه اثنا عشريه گفته كه آن را از اهل تسنن نفى كرده و به ناصبىها نسبت داده است .
اكنون به گفتار نَوَوى در شرح صحيح مسلم دقّت كنيد . عين عبارت او يا نزديك به آن را ساير نگارندگان اهل تسنن نيز در كتابهايى كه نام برده شده آوردهاند .
نَوَوى گويد : اين حديث هيچ گونه دلالتى بر اين كه على پس از پيامبر جانشين او باشد ندارد ؛ زيرا پيامبر اين جمله را هنگامى به على گفت كه به جنگ تبوك مىرفت و او را در مدينه به جاى خود گذاشت .
منظور نَوَوى اين است كه اين حديث در مورد خاصى بيان شده است .
وى در ادامه سخن مىگويد : مؤيّد اين مطلب همين است كه هارون - كه على به او تشبيه شده - پس از موسى خليفه نبود ؛ بلكه در دوران زندگى موسى از دنيا رفت . بنا بر آن چه نزد صاحبان اخبار و تاريخ مشهور است ، او چهل سال پيش از وفات جناب موسى فوت
نگاهى به حديث منزلت (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٩٢