موسى هارون را براى قوم خود جانشين قرار داد .
از طرفى پادشاهان و ديگران هر گاه به جنگ مىروند ، كسى را همراه خود مىبرند كه بهرهء زيادى از او برده و به كمكش نياز دارند و از مشورتها و پيشنهادهاى وى استفاده كرده و از زبان ، دست و شمشير او سود مىجويند . از اين رو پيامبر در اين نبرد نيازى به على نداشت تا با او مشورت كند ، يا از زبان ، دست و شمشير او استفاده كند [ ! ] به همين جهت ديگران را همراه خود برد ؛ زيرا آنها در اين امور به كارش مىآمدند .
او در ادامه مىگويد : تشبيه كردن دو چيز به يكديگر مستلزم آن نيست كه در تمام جهات آن دو مثل هم باشند ؛ بلكه بايد ديد كلام در چه مقامى است . آيا روايتى را - كه در دو كتاب صحيح ( بخارى و مسلم ) نقل شده و ثابت است - ملاحظه نمىكنى ؟ كه در اين روايت وقتى پيامبر دربارهء اسيران با ابوبكر مشورت كرد او گفت : در مقابل آنها پول و فديه بگير و آنها را آزاد كن .
سپس با عمر مشورت كرد او گفت : آنها را به قتل برسان .
پس از آن پيامبر فرمود : اكنون جايگاه اين دو رفيق را به شما مىگويم . تو اى ابوبكر ! به مانند ابراهيمى [ ! ] و تو اى عمر ! به مانند نوح [ ! ]
نگاهى به حديث منزلت (فارسى) — صفحة 112
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١١٢