ما اين قول را از سه محور بررسى و نقد مىنماييم :
نخست . كلام بيهقى در جمع بين روايات نيز مضطرب و دگرگون است . به راستى آيا او نمىداند كه نمازى كه پيامبر صلى اللَّه عليه وآله در آن امام بود ، نماز ظهر روز شنبه بود يا روز يكشنبه ؟
گويى براى او فقط اين مهم است كه پيامبر صلى اللَّه عليه وآله را در نماز آخر - روز دوشنبه - مأموم قرار دهد تا از امامت صغرى ، امامت كبرى را براى ابوبكر ثابت نمايد !
دوم . نعيم بن ابى هند - كسى كه به صحّت همهء اخبار حكم كرد و به خاطر جاهل بودنش به واقعه ، بدون اين كه يكى را تعيين كند ، ( مانند بيهقى ) بين روايات را با تعدّد واقعه جمع كرده است - مردى است كه عالمان رجالى او را تضعيف كرده و مورد طعن و عيب قرار دادهاند و نمىتوان به كلامش تكيه كرد ؛ چنانچه در جاى خود اشاره شد .
سوم . عينى به وجود اضطراب و دگرگونى در حديث عايشه اعتراف كرده است . ابن حجر نيز به آن اعتراف نموده و پس از آن اختلاف را ذكر كرده است . اين كار در ظاهر نشانهء اين است كه او مطلب را به حال خود رها كرده و وجه خاصّى را اختيار نكرده است .
عينى پس از آن افزوده است : در اين مورد ، رواياتى كه به نقل از صحابه - جز عايشه - نقل شده گوناگون و مختلف است ؛ زيرا كه در
چگونگى نماز ابوبكر به جاى رسول خدا (ص) ( فارسى) — صفحة 153
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٥٣