خط و جبههء معاويه هستند ، بايد از نقل حقايق جلوگيرى كنند تا خدشهاى به سرورانشان وارد نشود .
بُخارى فقط مىگويد : عبدالرحمان چيزى گفت و مروان دستور داد او را بگيرند و او به خانهء عايشه وارد شد و ديگر نتوانستند او را دستگير كنند !
چرا نتوانستند عبدالرحمان را دستگير كنند ؟ چون عايشه همسر رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله آن جا بوده و براى او احترام و حرمتى قائل بودند .
طبرى به راحتى حقيقت را بازگو مىكند و پرده از گفتار معاويه به عبدالرحمان برمىدارد و مىگويد : معاويه به عبدالرحمان گفت :
واللَّه ! لقد هممت أن اقتلك ؛
به خدا سوگند ! تو را مىكشم .
و بعد از اين سخن ، مدّتى نگذشت كه عبدالرحمان مرد . « 1 »
5 . عبدالرحمان بن خالد ؛ مانع ديگر
عبدالرحمان فرزند خالد بن وليد ، يكى ديگر از مخالفان طرح جانشينى يزيد بود . خالد بن وليد دو پسر به نامهاى عبدالرحمان و مهاجر داشت . خالد دشمنى ديرينهاى با اهل بيت عليهم السلام داشت ؛ ولى بنا بر ارادهء خداوند متعال ، چنين شخصى فرزندى به نام مهاجر دارد كه در جنگ صفّين در ركاب اميرالمؤمنين عليه السلام قرار گرفت .
عبدالرحمان ، پسر ديگر خالد است . او در جنگ صفّين در لشكر معاويه بود و نه فقط جزو لشكريان ؛ بلكه از بزرگترين پرچمداران لشكر . او « حامل اللواء الأعظم »
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبري : 4 / 226 .