برخى ديگر مىنويسند : « أمسك عنه و لم يقاتل معه » ؛ « 1 » تاريخ نگارانى ديگر نيز مىگويند : « إعتزله و لم يكن معه فلمّا قتل الحسين ندم » ؛ « 2 » برخى به نامهاى كه براى حضرت سيدالشهداء نوشته است اشارهاى نكرده و به علت عدم يارى امام حسين عليه السلام نپرداختهاند . « 3 » و در آخر نيز برخى در اتفاقات سال 65 هجرى به شرح حال سليمان بن صرد نپرداختهاند . « 4 » در اين ميان ، اين كه مىگويند از نصرت و يارى حضرت عاجز شد ، ظهور در اين دارد كه نبودن وى در كربلا اختيارى نبوده است ؛ از اين رو چرا گفته مىشود كه « ندم » ؛ وى پشيمان شد !
اين اضطراب در كلمات بزرگان عامّه دلالت دارد بر اين كه آنان حقيقت را نمىخواهند بازگو كنند .
آرى ، اين شيطنتهايى است كه برخى از دانشمندان اهل سنّت داشتهاند ؛ چرا كه نمىخواهند به زندانى بودن چنين فردى با توجه به صحابى بودن وى و جلالت قدرش تصريح كنند . از اين رو در تنقيح المقال آمده است :
و لم يكن له سبيلٌ الى نصر الحسين عليه السلام لأنّهم مقيّدين بالحبس ؛ « 5 » راهى براى سليمان و همراهان وى براى يارى حسين عليه السلام وجود نداشت ؛ چرا كه وى و همراهانش در زندان گرفتار بودند .
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى : 4 / 292 ؛
( 2 ) . همان : 6 / 25 ؛
( 3 ) . تهذيب الاسماء واللغات : 1 / 234 ، شماره 232 .
( 4 ) . ر . ك : المختصر في اخبار البشر : سال 65 هجرى .
( 5 ) . تنقيح المقال : 2 / 63 .