شدند . آيا با اين وجود ، مىتوان ادّعا كرد و گفت كه سران شيعيان ، خود در قتل سيّدالشهداء عليه السلام شريك بودند يا آنكه خود شيعيان از آن حضرت دعوت كردند و بعد آن بزرگوار را به قتل رساندند ؟
آرى ، ابن زياد ، والى بصره ، بنا به دستور معاويه با حفظ سمت قبلى والى كوفه شد . وى بعد از واقعهء كربلا به سوى شام حركت كرد . پس از گذشت چهار يا پنج سال از حادثهء كربلا گروهى به رهبرى سليمان بن صرد ظاهر شدند و حصين بن نمير ، ابن زياد و يارانش را به قتل رساندند . نوشتهاند : ابن زياد در همان واقعه اين گونه اظهار كرد :
كنت أقول : ليتني كنت أخرجت أهل السجن فضربت أعناقهم ؛ « 1 » هميشه مىگفتم : اى كاش در آن زمان زندانيان را از زندان بيرون مىآوردم و گردن مىزدم .
به راستى ابن زياد آرزوى مرگ چه كسانى را داشت ؟
آرى ، همان افرادى كه در زندان بودند ، اكنون به عنوان انتقام و خونخواهىِ شهداى كربلا و عاشورا قيام كردهاند و ابن زياد مأمور بود با آنان بجنگد .
ابن زياد عدّهاى از زندانيان را به قتل رسانده ، برخى از آنان را آزاد كرد و افرادى را نيز كه فرار كرده بودند ، تعقيب كرد . او پس از گذشت چند سال كه سليمان بن صرد ، مختار ثقفى و ديگران به جنگ با اهل شام و قاتلان سيّدالشهداء عليه السلام رفتهاند ، آرزو مىكرد كه اى كاش اين زندانيان را در همان زندان مىكشت .
بدين وسيله ، چند سال پس از واقعهء عاشورا ، ابن زياد و يارانش به قتل رسيدند و عدهاى را نيز خود مختار به قتل رسانيد .
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبري : 4 / 403 ؛ الكامل فى التاريخ : 4 / 141 .