و حتّى مىخواهند وانمود كنند كه گناهى از او سر زده و او پس از پشيمان شدن ، به جنگ پرداخته است . آنان براى اشاره به همين معنا مىنويسند :
كان ديّناً عابداً خرج في جيش تابوا إلى اللَّه من خذلانهم الحسين الشهيد ، وساروا للطلب بدمه ، وسمّوا جيش التوّابين ؛ « 1 » او مردى ديندار و عابد بود و به دليل كوتاهىاش در مورد حسين عليه السلام با لشكرى كه به سوى خدا توبه كرده بودند ، به خونخواهى حسين شهيد عليه السلام قيام كرد و نام آن لشكر به توّابين ( توبه كنندگان ) معروف شد .
اين لشكر همان لشكرى است كه با سپاه شام رو به رو شدند و بزرگان لشكر ابن زياد و شخصيتهايى كه كوفهء آن روز را اداره مىكردند و به شام رفته بودند را در حملهاى به قتل رساندند . گفتنى است كه ماجراى توّابين ، خود تاريخى جداگانه دارد .
تعقيب فراريان
پس از اينكه ابن زياد عدّهاى از همراهان حضرت مسلم عليه السلام را به شهادت رسانيد ، مسلم بن عوسجه ، حبيب بن مظاهر و برخى ديگر را تحت تعقيب قرار داد ؛ ولى نتوانست دستگيرشان كند .
كوفه در كنترل ابن زياد
با اين اقدامات ، شهر كوفه به طور كامل تحت تسلّط و قدرت ابن زياد قرار گرفت و اين در حالى بود كه سيّدالشهداء عليه السلام نيز در كربلا به سر مىبردند .
در چنين زمانى و پس از اجراى اين برنامهها ، ابن زياد بر فراز منبر قرار گرفت و خطاب به مردم گفت :
هامش
( 1 ) . تاريخ الاسلام : 3 / 395 .