از اين جا شروع مىشود ، در حالى كه قبل از اين به مدارا و برخورد با آرامش دستور داده مىشد .
هيثمى با تصريح به صحّت سند ، اين نامه را روايت مىكند . ابن عساكر در تاريخ مدينة دمشق ، ذهبى در سير أعلام النبلاء ، ابوالفرج ابن جوزى حنبلى در الردّ على المتعصّب العنيد ، سيوطى در تاريخ الخلفاء و ديگران مىنويسند : يزيد در نامهاش به ابن زياد دستور داد كه حسين را به قتل برسان . « 1 » بنابراين ، پيروان ابن تيميّه و احتياطورزانى كه دربارهء لعن يزيد تقدّس مىورزند ، بايد بدانند كه يزيد امام حسين عليه السلام را كشته است ؛ زيرا كه او دستور به قتل آن حضرت داده است .
چگونه غزالى در إحياء علوم الدين درباره قاتل بودن يزيد ترديد كرده ، احتياط و تقدّس ورزيده و به خود اجازه نداده كه يزيد را لعن كند ، در حالى كه دانشمندان پيش از او و عالمان پس از او ، همه نوشتهاند كه يزيد در نامهاش به ابن زياد دستور قتل امام حسين عليه السلام را صادر كرده است ؟ به راستى ، با اين حال باز هم بايد احتياط كرد و لعن او را جايز ندانست ؟ !
نامهء ابن عبّاس به يزيد
شاهدى ديگر بر اين مطلب اين است كه وقتى ابن زبير در مكّه آسوده شد و اعلام خلافت كرد و مشغول بيعت گرفتن از مردم شد ؛ ابن عبّاس و شخصيتهاى ديگر با او بيعت نكردند .
چون يزيد از اين ماجرا آگاه شد ، در نامهاى از ابن عبّاس به جهت بيعت نكردنش
هامش
( 1 ) . ر . ك : مجمع الزوائد : 9 / 193 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 14 / 214 ؛ سير أعلام النبلاء : 3 / 305 ؛ الردّ على المتعصب العنيد المانع من ذمّ اليزيد : 49 ؛ تاريخ الخلفاء : 207 .