اشاره مىشود :
1 . يزيد موجب شد كه امام حسين عليه السلام مدينه را ترك گويد ؛ چرا كه سربازان حكومتى آن حضرت را تعقيب و تحت فشار قرار دادند ؛
2 . گرفتن انتقام از يزيد ، چون او قاتل امام حسين عليه السلام است .
اين نامه در زمرهء اسناد تاريخى مهم در واقعهء عاشوراست .
سخنرانى معاويه ، فرزند يزيد
يكى ديگر از شواهدى كه قاتل بودن يزيد را اثبات مىكند ، سخنرانى معاويه فرزند يزيد است . وقتى يزيد مُرد ، معاوية بن يزيد كه در توصيف او مىگويند جوان صالحى بوده است ، در نخستين سخنرانى خود گفت : پدرم قاتل حسين عليه السلام است . جدّم غاصب خلافت بوده و من كارى به خلافت ندارم .
برخى از نويسندگان شيعه گفتهاند كه او به رغم اين كه مردم را به سوى امام سجّاد عليه السلام راهنمايى نكرده است ؛ اما شيعه بوده است . ولى نگارنده در شيعه بودن او تأمّل دارد . به هر حال او خلافت را نپذيرفته است .
ابن حجر مكّى در كتاب الصواعق المحرقه كه در دفاع از شيخين و ردّ بر شيعه نوشته چنين مىنگارد :
معاوية بن يزيد به ميان مردم نيامد و نماز جماعتى به امامت او برگزار نشد . او در امور حكومت دخالت نكرد و فقط چهل روز حاكميّت داشت . از ويژگىهايى كه بر خوبى او دلالت دارد اين است كه وقتى بر فراز منبر رفت ، گفت :
إنّ هذه الخلافة حبل اللَّه وإنّ جدّي معاوية نازع الأمر أهله و من هو أحقّ به منه علي بن أبي طالب ، وركب بكم ما تعلمون . . . ثم قلّد أبي الأمر وكان غير أهل له ونازع ابن بنت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله ؛