تو نبوده است و خداوند به نيت من آگاه است . تو دست نگه دار و به من خوبى نكن ؛ چرا كه از من خوبى نخواهى ديد .
چگونه من از تو حمايت كنم ؟ تو حسين عليه السلام و فرزندان خاندان عبدالمطّلب را كه چراغهاى هدايت و ستارگان دانش بودند به قتل رساندهاى و همه اينان در عراق به دستور تو به قتل رسيدهاند . . . .
هرگز فراموش نمىكنم كه شما حسين عليه السلام را تحت تعقيب قرار داديد تا اين كه آن بزرگوار از حرم پيامبر خدا به مكّه برود . او را فرارى داديد تا از حجاز بيرون برود و وارد خاك عراق شود .
اين كلمات ، به نكات دقيق و ناگفتههاى عاشورا اشاره دارند . ناگفتههايى كه از حقيقتها و نكتههايى چنين ظريف و تاريخى سرچشمه مىگيرند .
البته برخى از اين مطلب تعجب خواهند كرد ؛ ولى با اندكى تأمّل و دقّت ، به اين نكتهها و حقايق پى خواهند برد . آنان كارى كردند كه سيّدالشهداء عليه السلام از حجاز خارج شود تا آن حضرت را تعقيب كنند .
ابن عبّاس در ادامه مىنويسد :
امام حسين عليه السلام را با خوف ، ارعاب و نگرانى از حرم رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله خارج كرديد . سربازان تو در آن جا به جهت دشمنى با رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله و اهل بيت او عليهم السلام ، از فرصت استفاده كردند و با وجود كمى ياران او ، همانند كشتار اهل شرك و كفر ، آنان را به قتل رساندند !
اى يزيد ! بعد از اين همه مصيبت ، تو از من توقع محبّت دارى ؟
خون خاندان من از شمشير تو مىچكد و من بايد از تو انتقام بگيرم .
نامهاى كه ابن عبّاس به يزيد نوشت ، نكاتى در بر دارد كه به دو نكته مهم آن
ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٤٠