تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
ذهبى اين مطلب را با خصوصيات بيشترى نقل مىكند و مىنويسد : يزيد در نامه‌اى به وليد نوشت : أن ادع الناس وبايعهم وابدء بالوجوه وارفق بالحسين ؛ از مردم و شخصيت‌هاى بزرگ براى من بيعت بگير و با حسين مدارا كن . وليد شبانه آن حضرت و ابن زبير را احضار كرد . آن دو گفتند : نصبح وننظر فيما يعمل الناس ؛ تا بامدادان به ما مهلت بده تا در اين موضوع فكر كنيم . سپس آن دو از مدينه خارج شدند . ذهبى مىنويسد : وقد كان الوليد أغلظ للحسين ، فشتمه حسين وأخذ بعمامته فنزعها . فقال الوليد : إن هَجنا بهذا إلّاأسداً ؛ اين در حالى بود كه حسين ، وليد را مورد شتم قرار داد و عمامهء او را از سرش كشيد . وليد گفت : ما تحريك كرديم در حالى كه نمىدانستيم شيرى را تهييج مىكنيم . سپس مروان به وليد گفت : او را به قتل برسان ! وليد پاسخ داد : إنّ ذاك لَدمٌ مصون ؛ « 1 » اين خونى است كه دستور دارم از آن محافظت كنم . نكتهء مهم در اين نقل ، نوع برخورد وليد است . با تأمّل در رفتار وليد با
هامش
( 1 ) . سير أعلام النبلاء : 3 / 295 .