تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و محكم بگير و هيچ فرصتى به آن‌ها نده و اگر خوددارى كردند گردنشان را بزن و سرشان را بفرست . تشويش و اشتباه در اين عبارت نيز وجود دارد ؛ ولى در متن ، دستور به قتل آمده است . ابن سعد ( در گذشتهء 230 ) در الطبقات الكبرى نيز به اين موضوع پرداخته ، مىنويسد : لمّا حضر معاوية دعا يزيد فأوصاه بما أوصاه به وقال : انظر حسين بن علي ابن فاطمة بنت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله ، فإنّه أحبّ الناس إلى الناس ، فصل رحمه وارفق به ، يصلح لك أمره ، فإن يك منه شيء فإنّي أرجو أن يكفيكه اللَّه به من قتل أباه وخذل أخاه ؛ هنگامى كه مرگ معاويه نزديك شد ، يزيد را به نزد خود طلبيد و آن چه مىبايست به او وصيت كند ، وصيت نمود و گفت : حسين محبوب‌ترين مردم نزد آنان است . به او كارى نداشته باش و با او صلهء رحم و مدارا كن ! اميد است خدا تو را به واسطهء همان مردمى كه پدر او را به قتل رسانده و برادرش را تنها و بىياور گذاشتند ، كفايت كند . وى در ادامه مىنويسد : معاويه در نيمهء رجب سال 60 مرد و مردم با يزيد بيعت كردند . يزيد نامه‌اى به وليد بن عتبة بن أبي سفيان ( والى مدينه ) نوشت : ادع الناس فبايعهم ، وابدأ بوجوه قريش ، و ليكن أوّل من تبدأ به الحسين بن علي ، فإنّ أميرالمؤمنين [ معاوية ] عهد إليّ في أمره الرفق به واستصلاحه ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السلام من طبقات ابن سعد : 55 .