تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
چرا ميان عبارت‌ها چنين تفاوتى وجود دارد ؟ آرى ! آنان ناگزيرند بهانهء انتقام عثمان را نيز مطرح كنند ؛ چرا كه معاويه با همين بهانه به رياست رسيد . شاهد بر اين مطلب جريانى تاريخى است كه برخى آن را نقل كرده‌اند كه : پس از شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام و صلح امام حسن عليه السلام ، معاويه وارد مدينهء منوّره شد . به او خبر دادند كه دختر عثمان گريه و زارى به راه انداخته است . معاويه به خانهء عثمان رفت و با آن دختر ملاقات كرد و پرسيد : چرا ناراحتى ؟ گفت : به ياد پدرم افتاده‌ام و از تو كه هم اكنون به رياست رسيده‌اى ، تقاضا مىكنم انتقام خون پدرم را بگيرى . علماى اهل سنّت به صراحت نوشته‌اند كه معاويه در پاسخ دختر عثمان گفت : اين حرف‌ها يعنى چه ؟ ما مىخواستيم به رياست برسيم و اكنون هم ، شما را از جهت مادى به خوبى تأمين كرده‌ايم و از تو مىخواهم ديگر از اين سخنان نگويى ! « 1 » بنابراين ، قتل عثمان بهانه‌اى بيش نبوده و كارهاى معاويه پس از قتل عثمان به انگيزهء رياست بوده است . خوارزمى در ادامه مىنويسد : نامه‌اى كوچك به پيوست آن نامه به سوى وليد ارسال شد . در آن نامه نوشته بوده است : أمّا بعد ، فخذ الحسين وعبداللَّه بن عمر وعبدالرحمان بن أبي بكر وعبداللَّه بن الزبير بالبيعة أخذاً عنيفاً ليست فيه رخصة ، فمن أبى عليك منهم فاضرب عنقه وابعث إليّ برأسه ، والسلام ؛ « 2 » از حسين ، عبداللَّه بن عمر ، عبدالرحمان بن ابى بكر وعبداللَّه بن زبير بيعتى سخت
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ مدينة دمشق : 59 / 155 ؛ البداية والنهايه : 8 / 141 . ( 2 ) . مقتل الحسين عليه السلام : 1 / 180 و ر . ك : تاريخ الطبري : 4 / 250 ؛ البداية والنهاية : 8 / 157 ؛ الكامل في التاريخ : 4 / 14 ؛ تاريخ ابن خلدون : 3 / 19 و منابع ديگر .