در رواق عمران هستم . ديدم كه روضهء آن دو بزرگوار در نهايت بلندى بوده و آزين شده است . بارگاه نورانى آن دو امام همام با پارچهاى سبزين از پارچههاى بهشتى پوشيده شده بود و من چنين پارچههايى را در دنيا نديده بودم . در آن جا خدمت حضرت ولى عصر عليه السلام شرفياب شدم . آن حضرت كنار ضريح مطهر نشسته بود و رو به طرف درب بود . با صداى بلند - به سان مدّاحان - شروع به خواندن زيارت جامعه كردم .
وقتى پايان يافت حضرتش فرمود : چه زيارت خوبى است ؟
قلت : مولاى ! روحي فداك ! زيارة جدّك وقد أشرت إلى نحو القبر ؟
عرض كردم : آرى ، جانم به فداى شما ! زيارت جدّ بزرگوار شماست و اشاره به قبر مطهّر نمودم .
قال : نعم ، أدخل ؛
فرمود : آرى ، وارد شو . « 1 » از اين رو مجلسى رحمه اللَّه در روضة المتقين در اعتبار زيارت جامعه مىنويسد :
والحاصل أنّه لا شكّ أنّ هذه الزيارة من أبي الحسن الهادي سلام اللَّه عليه بتقرير الصاحب عليه السلام وأنّها أكمل الزيارات وأحسنها ، بل بعد تلك الرؤيا كنت أكثر الأوقات أزور الأئمّة عليهم السلام بهذه الزيارة في العتبات العاليات ، ما زرتهم إلّابهذه الزيارة ؛ « 2 »
كوتاه سخن اين كه ترديدى نيست كه اين زيارت با تقرير حضرت صاحب الزمان عليه السلام از امام هادى عليه السلام صادر شده است . اين زيارت كاملترين و بهترين زيارتهاست . من پس از اين رؤيا بيشتر اوقات ائمّه عليهم السلام را با اين زيارت ، زيارت مىنمايم و در عتبات عاليات فقط با اين زيارت ، زيارت مىنمايم .
هامش
( 1 ) . لوامع صاحبقرانى : 8 / 664 .
( 2 ) . روضة المتقين : 5 / 452 .