بنابر آن چه گذشت ، روشن شد كه كسى كه در حضور امام عليه السلام به وحدانيّت خداوند متعال با اين خصوصيات شهادت مىدهد ، واقعيتى را اعلان و اظهار مىكند كه خداوند متعال ، فرشتگان و انبيا و اوصيا آن را اعلان مىكنند ، او به آن واقعيّت معتقد است . در نتيجه ، انشا خواهد بود و نه اخبار .
لا إلهَ إلّاهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ
خداى عزيز و حكيم
معبودى جز او نيست و او عزيز و حكيم است .
در پايان عبارت ، كلمهء « لا إله إلّاهو » تكرار شده ؛ شايد به دليل اين است كه اين عبارت از آيه ذيل اقتباس شده است . در آيه اين گونه آمده است :
« قائِمًا بِالْقِسْطِ لاإِلهَ إِلّا هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ » ؛ « 1 »
خداوند به قسط و عدالت قيام دارد . معبودى جز او نيست ، او عزيز و حكيم است .
پس هر معنايى كه در قرآن مجيد اراده شده ، همان معنا در اين جا نيز اراده شده است . شايد اين عبارت تكرار شده تا وحدانيّت همراه با اين دو وصف و يا اين دو اسم « العزيز الحكيم » اعلان شود .
راغب اصفهانى درباره واژه « العزيز » مىنويسد .
العزيز الّذي يقهر ولا يقهر ؛ « 2 »
عزيز كسى است كه غالب مىشود ، ولى مغلوب نمىگردد .
شايد از مصاديق عدم مقهوريّت خداوند متعال ، عدم معرفت به ذات خداوند
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) : آيهء 18 .
( 2 ) . المفردات في غريب القرآن : 333 .