مورد قبول باشد ، مفيد خواهد بود كه :
گاهى شهادت خود را به شهادت خداوند متعال تشبيه مىكنيد ؛ يعنى شهادتى كه من به وحدانيّت خدا مىدهم ، شبيه شهادت خداوند متعال به وحدانيّت خودش است . در اين صورت كاف تشبيه خواهد بود .
گاهى مىگوييد كه من شهادت مىدهم آن گونه كه خداوند متعال شهادت مىدهد .
به نظر نگارنده ، تعبير دوم درست است .
به سخن ديگر ، بايد گفت كه حرف « كاف » به معناى مثل است و شبيه با مثل تفاوت دارد ؛ يعنى « مشهود به » من ، همان « مشهود به » خداوند متعال است و خود اوست نه شبيه او ؛ « مشهود به » من كه وحدانيّت خداوند متعال است ، مطابق همان واقعيتى كه « مشهود به » خداوند متعال است .
آن چه خداوند متعال شهادت مىدهد و وحدانيّت خود را اعلان مىكند ، همان را من اعلان مىكنم . از اين رو ، چنين بيانى تمثيل مىشود نه تشبيه .
پس از اتخاذ اين مطلب احتياطاً به كتاب المفردات راغب اصفهانى نگاه كردم و دريافتم كه او نيز همين معنا را براى كاف بيان كرده است . او در ذيل عنوان « الكاف » مىنويسد :
الكاف للتشبيه والتمثيل . . . وقوله : « كَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ » الآية ، فإنّ ذلك ليس بتشبيه وإنّما هو تمثيل ، كما يقول النحويون مثلًا : فالاسم كقولك زيد ، أيمثاله قولك زيد ، والتمثيل أكثر من التشبيه ، لأنّ كلّ تمثيل تشبيه وليس كلّ تشبيه تمثيلًا ؛ « 1 »
با توجه به اين متن حرف « كاف » براى دو معنا مىآيد : تشبيه و تميثل .
در مغنى اللبيب ابن هشام نيز به اين دو معنا اشاره شده است . « 2 » واقع مطلب اين است كه همهء موجودات ، ادلّه و برهانهاى وجود خداوند
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن : 445 .
( 2 ) . مغنى اللبيب : 1 / 233 .