آن گاه راغب اصفهانى عبارت لطيف و دقيقى را مطرح مىكند و مىگويد :
لكن الشهود بالحضور المجرّد أولى والشهادة مع المشاهدة أولى . « 1 »
اگر بخواهيم حضور مجرّد از مشاهده را اراده كنيم ، اين كاربرد با كلمهء « شهود » بهتر خواهد بود و آن گاه كه حضور قلبى و مشاهده با بصيرت باشد ، بهتر است از واژهء « شهادة » استفاده كنيم .
بنابراين ، وقتى حضور و مشاهده باشد ، اين شهادت اخبار نخواهد بود ؛ بلكه اعلام است و اخبار با اعلام تفاوت دارد . روشن است كه اين دقّتها خيلى مفيدند و ثمره دارند .
وقتى من شهادت مىدهم و مىگويم : أشهد أن لا إله إلا اللَّه وأشهد أنّ محمّداً رسول اللَّه وأشهد أنّ عليّاً ولي اللَّه ؛ اين شهادت اخبار است و احتمال صدق و كذب دارد ، يا آن چه را يافتهام اعلام مىكنم .
به سخن ديگر ، آيا در واقع اين شهادتها اخبار هستند يا انشا ؟
از اين رو استاد ما آقاى گلپايگانى رحمه اللَّه مىفرمود : « بعيد نيست كه ما شهادت را از سنخ انشا قرار دهيم نه اخبار » .
البته اين نكتهء مفيدى است كه انسان با گفتن شهادتين اين واقعيّت را اعلام مىكند . شايد آيهاى از قرآن مجيد مؤيّد اين معنا باشد ، آن جا كه مىفرمايد :
« لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ » ؛ « 2 »
و نگوييد ( خدا ) سه گانه است . از اين سخن ، خوددارى كنيد كه براى شما بهتر است . خدا فقط معبود يگانه است .
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن : 267 و 268 .
( 2 ) . سورهء نساء ( 4 ) : آيهء 171 .