از طرفى حضور دو نوع است :
1 . حضور بدنى و به اصطلاح امروزى فيزيكى و با رؤيت چشم ؛
2 . حضور قلبى و رؤيت باطنى .
به عبارت ديگر ، حضور گاهى بصرى است و گاهى بصيرتى . از اين رو ، سيّدالشهداء عليه السلام در دعاى عرفه مىفرمايد :
عميت عينٌ لا تراك عليها رقيباً ؛ « 1 »
كور باد آن ديدهاى كه تو را ديده بان خود نبيند .
منظور از ديدن در اين سخن زيبا چشم بصيرت است . عبداللَّه بن سنان در روايت ديگرى از پدرش نقل مىكند كه گويد : خدمت امام باقر عليه السلام بودم كه يكى از خوارج وارد شد و پرسيد : اى ابوجعفر ! چه كسى را عبادت مىكنى ؟
فرمود : خداى متعال را .
گفت : آيا خدا را ديدهاى ؟
امام باقر عليه السلام فرمود :
لم تره العيون بمشاهدة الأبصار و لكن رأته القلوب بحقائق الإيمان ؛ « 2 »
چشمها او را به صورت ديدن ظاهرى نديدهاند ؛ بلكه دلها او را با حقايق ايمان ( با ديدهء بصيرت ) ديدهاند .
راغب اصفهانى در المفردات في غريب القرآن در معناى لغوى واژهء « شهد » ، هر دو قسم حضور را با استفاده از قرآن آورده است . وى مىنويسد :
الشهود والشهادة : الحضور ، مع المشاهدة إمّا بالبصر أو بالبصيرة ؛
شهود و شهادت ، همان حضور است يا با بصر و چشم و يا با بصيرت و بينش .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 95 / 225 .
( 2 ) . الكافى : 1 / 97 ، حديث 5 ، الامالى ، شيخ صدوق : 352 ، حديث 427 ، التوحيد ، شيخ صدوق : 261 .