با توجّه به اين آيات و با كمك كتاب المفردات في غريب القرآن راغب اصفهانى و برخى ديگر از كتابهاى لغوى در اين زمينه ، مىفهميم كه واژهء « كرم » به معناى شرافت ، جلالت و عظمت است . راغب اصفهانى مىنويسد :
وكلّ شيء شرف في بابه فإنّه يوصف بالكرم ؛ « 1 »
هر چيزى كه در باب خودش باشرف ، جلالت و عظمت باشد به « كرم » موصوف مىشود .
به سنگهاى قيمتى مثل زبرجد ، زمرّد و . . . ، احجار كريمه مىگويند ؛ چون اينها در بين سنگها شرافت و قيمت دارند . به دست آوردن اينها آسان نيست و بايستى آنها را با پرداخت هزينه و كند و كاو و سختى به دست آورد . در برخى از كشورها اين سنگها را از اعماق كوهها به دست مىآورند ؛ چرا كه كمياب هستند و در دسترس عموم مردم نيستند . از اين رو ، هم قيمت و شرافت دارند و هم به كسانى كه اينها را مىپوشند و همراه دارند ، شرافت و زينت مىبخشند .
در برخى كتابها حديثى نقل شده كه :
من أحبّ كريمتاه لم يكتب بعد العصر ؛
كسى كه چشمان خود را دوست بدارد ، بعد از عصر نمىنويسد .
و حسن بن على بن فضال گويد : از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « ما سلب أحد كريمته إلّاعوّضه اللَّه منه الجنّة » . « 2 » و در روايت ديگرى آمده است كه حضرت فرمود : من زوّج كريمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها ؛ « 3 »
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن : 429 .
( 2 ) . قرب الاسناد : 389 ، حديث 1366 ، بحار الانوار : 81 / 182 ، حديث 30 .
( 3 ) . الكافى : 5 / 347 ، حديث 1 .