سپس امام عليه السلام با حرف « ثمّ » مىفرمايد :
ثمّ فوّض إليه ؛ « 1 »
آن گاه امور را به آنان تفويض مىكند .
به چنين وجودى اذن تصرّف در كون داده مىشود كه همان ولايت تكوينى است و به چنين شخصيّتى اذن تصرّف در اموال و انْفس داده مىشود كه در اصطلاح ، به آن ولايت تشريعى مىگويند و به چنين فردى تصرّف در احكام مىدهند كه همان ولايت بر احكام است .
مطالب ياد شده ، دربارهء مراحل بالاى شناخت و معرفت است كه بايستى بكوشيم تا شناختمان به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله و ائمّه عليهم السلام بيشتر شود و اگر كسى در آن حد نبود و آن ظرفيّت را نداشت و نتوانست اين معنا را خوب دريابد ، معذور است ولى نبايد انكار كند .
و عباده المكرمين الذين لا يسقبونه بالقول و هم بامره يعملون
بندگان گرامى خدا
و ( سلام بر ) بندگان گرامى او كه در گفتار بر او پيشى نگيرند و به امر او عمل كنند .
واژه « عباد » جمع عبد است ؛ يعنى ائمّه عليهم السلام بندهء حق تعالى هستند ، امّا عباد مكرمين ، عبادى كه « لا يسبقونه بالقول وهم بأمره يعملون » .
پيشتر در توضيح عبارت « واصول الكرم » معناى كرم بيان شد .
وقتى واژهء « كرم » به معناى جود و بخشش و سخاوت و در مقابل بخل به كار مىرود . امّا در لغت و استعمالات قرآن مجيد و سنّت ، معنايى بهتر و وسيعتر دارد كه معناى مذكور يكى از افراد و مصاديق آن مىشود .
هامش
( 1 ) . ر . ك : بصائر الدرجات : 405 ، الكافى : 1 / 265 .