آرى ، ما در زيارت امام كاظم عليه السلام مثلًا به هنگام اذن ورود خداى تعالى را اين گونه مورد خطاب قرار مىدهيم كه مقصد من تو هستى و به سوى تو آمدهام و فرزند دختر پيامبرت را وسيلهء تقرّب به تو قرار دادهام .
عبارت ديگرى در اذن دخول حرم آمده كه دلالتش بر آن چه گفتيم واضحتر است :
الحمد للَّه الّذي منَّ علينا بحكّام يقومون مقامه لو كان حاضراً في المكان ؛ « 1 »
سپاس خدايى را كه با حاكمانى كه اگر خدا مكانى داشت آنان قائم مقام او بودند بر ما منّت گذارد .
بنابراين ، هدف از زيارت كه به معناى توجّه است توأم با روى گردانى از غير ، همانا توجّه تمام به سوى خداوند متعال و روى گردانى از غير اوست .
چرايى تأكيد فراوان بر زيارات
اكنون اين پرسش مطرح مىشود كه چرا براى زيارات أئمّه عليهم السلام - به ويژه زيارت امام حسين عليه السلام - اين همه تأكيد شده است ؟ چرا بايد هر شب جمعه براى زيارت سيّدالشهداء به كربلا رفت و زيارت را تكرار كرد ؟
پاسخ اين پرسش نيز روشن شد ؛ چرا كه با يك مرتبه زيارت ، به همان اندازه ارتباط و تمايل و عدول از غير پيدا مىشود كه اگر اين عمل تكرار شود ، ناگزير در نهاد انسان ملكهء نفسانى مىشود و جزو واقعيت و حقيقت او مىگردد و انسان خواسته و ناخواسته در زمرهء عدول كنندگان از غير و قصد كنندگان خداوند متعال و ائمه اطهار عليهم السلام مىشود .
به سخن ديگر ، انسان بر اثر اين زيارت و تكرار آن ، حالت انقطاع از ديگران پيدا
هامش
( 1 ) . همان : 99 / 115 .