با توجّه به معنايى كه از زيارت مطرح شد ، اگر كسى بخواهد خداوند متعال را زيارت كند ، بايستى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله و ائمّهء اطهار عليهم السلام را زيارت نمايد كه البتّه توجّه به اين حضرات و اعراض از ماسواىِ آنها ، توجّه به خدا و اعراض از ماسواىِ اوست .
شبههاى واهى
بنابرآن چه بيان شد ، زيارت ائمّهء اطهار عليهم السلام در حقيقت زيارت خداى تعالى است و مجاز را در اين حقيقت و واقعيت راهى نيست .
يكى از معاصران - به نقل نشريهاى - چنين مىپندارد كه زيارت ائمّهء اطهار ، محبّت به ائمّهء اطهار است . به تعبير او ، عشق به ائمّهء اطهار ، عشق مجازى است و عشق حقيقى ، همان عشق به خداوند متعال است .
اين گفتار - بنابر تحقيق - بر خلاف مفاد روايات و همهء ادلّهاى است كه در دست داريم .
بنابر ادلّه روشن ، كسى كه امام عليه السلام را زيارت كند ، خدا را زيارت كرده است ؛ پس كسى كه مىخواهد خدا را زيارت نمايد ، سيّدالشهداء عليه السلام و امام رضا عليه السلام و . . . را زيارت نمايد ، آن گاه كه آن بزرگواران را زيارت كند ، خدا را زيارت كرده است .
همهاش حقيقت است . اصلًا ميان ائمّهء اطهار عليهم السلام و خداوند متعال ، عالم حقيقت است و براى مجاز در اين عرصه راهى نيست . به طور كلّى چنين نسبتى وجود ندارد كه دوستى با اهل بيت عليهم السلام مجازى باشد تا به دوستى خداوند متعال برسيم .
مگر دوستى اهل بيت غير از حبّ خداى تعالى است ؟
مگر اطاعت آنان غير از اطاعت خداست ؟
مگر عصيان و نافرمانى از آنان ، غير از عصيان و نافرمانى از خداوند متعال است ؟