مجيد بهره مىبرد .
اما ائمّه عليهم السلام حاملان على الاطلاق كتاب اللَّه هستند ، همان گونه كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله حامل كتاب اللَّه بوده است .
حال اگر امر دائر شود بين رجوع به كسى كه چنين شأن و مقامى نسبت به قرآن مجيد و عنداللَّه سبحانه دارد و كسى كه از او در مورد معناى لفظى ساده از قرآن بپرسند و نتواند پاسخ دهد ، چه بايد كرد ؟
بنابر روايات : وقتى از شيوخ ثلاثه به خصوص اوّلى درباره معناى لفظى از الفاظ قرآن مىپرسيدند از پاسخ ناتوان مىماندند . آن گاه كه از اوّلى پرسيدند معناى آيه شريفه « وَفاكِهَةً وَأَبًّا » « 1 » چيست ؟
پاسخ داد : چه بگويم ؟ از خودم بگويم ، يا چيزى از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله شنيده باشم ؟ آيا شما چيزى از پيامبر نشنيدهايد ؟ « 2 » شما را به خدا ! عقل و عقلا در مقايسه بين كسى كه چنين ناتوان مىماند و بين كسى كه در حضور مردم فرمود :
سلوني قبل أن تفقدوني ؛ « 3 »
« از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد » چه مىگويند ؟ !
شگفتانگيز اين كه حتّى يك نفر پيدا نشد كه بگويد : چنين نيست ، ما فلان مطلب را پرسيديم و او ندانست ؛ بلكه همه اقرار كردند كه امير مؤمنان على عليه السلام همين گونه بوده است . با اين حال آمدند و در مقابل چنين شخصيّتى عَلَم شدند و مردم را تا قيامت گمراه و بدبخت كردند .
هامش
( 1 ) . سورهء عبس ( 80 ) : آيهء 31 .
( 2 ) . ر . ك : فتح البارى : 13 / 229 ، بحار الانوار : 30 / 692 .
( 3 ) . ر . ك : بصائر الدرجات : 286 ، حديث 1 ، الاحتجاج : 1 / 384 ، الخرائج والجرائح : 3 / 1133 ، بحار الانوار : 26 / 64 ، تاريخ مدينة دمشق : 17 / 335 ، فتح الملك العلى : 76 . كنز العمال : 13 / 165 ، حديث 36502 .