تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
حجّت‌هاى خداوند متعال هستند . آرى ، اين بيان واضح و برهانى گويا است كه اگر خداوند در اين عالم حجّت قرار نداده بود ، مردم بر خدا حجّت داشتند و محاجّه مىكردند كه كسى را براى ما نفرستادى . پس چه مىخواهى ؟ اين همان معناى آيه است كه مىفرمايد : « لِئَلّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » ؛ « 1 » تا پس از آمدن پيامبران حجّتى براى مردم در برابر خدا نباشد . تمام آن چه گفته شد ، دربارهء قيام ائمه عليهم السلام به وظيفهء الهى خويش در برابر شريعت از جهتى و در برابر مكلّفان از جهت ديگر است كه خداوند متعال به نقش آنان در حفظ و ابلاغ شريعت و هدايت امّت احتجاج خواهد كرد . ظاهر عبارت اين است كه ائمه عليهم السلام خودشان « حجج » خداوند متعال هستند و اين شأن و منزلت بالاترى از مقام ياد شده است .

ائمّه ؛ حجّت در دنيا

پس ائمه عليهم السلام به هر دو وجه در همهء عوالم حجّت خدا هستند . امّا در عالم دنيا - يعنى همين جهانى كه در آن زندگى مىكنيم . به آن « دنيا » مىگويند يا براى اين كه پايين و بىارزش است و يا براى اين كه از عوالم ديگر به ما نزديك‌تر است - پرواضح است كه وجودشان بر وجود خالق متعال برهان است و آثار وجودشان بر همهء خلايق حجّت است ، به طورى كه احدى نمىتواند در برابر احتجاج خداوند به صفات و حالاتشان مقاومت كند .
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ( 4 ) : آيهء 165 .
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 283 | السيد علي الحسيني الميلاني