اين مسئوليت بوده باشد .
و اين كار از طرف امام تمام است .
پس از اين مراحل كه به قاعده لطف تحقق يافته ، خداوند در احتجاج بر مكلّفان مىفرمايد : مگر براى شما شريعت نفرستادم ؟
- آرى ، فرستادى .
آيا حامل اين شريعت محمّد بن عبداللَّه صلى اللَّه عليه وآله شما را دعوت نكرد و به وظايفش عمل ننمود ؟
- چرا ، و خيلى زحمت هم كشيد .
آيا پس از او براى شما حجّتهايى قرار ندادم و آنها هدايت شما را به عهده نگرفتند ؟
- چرا قرار دادى ، و به تكليفشان عمل كردند .
پس چرا گوش نداديد ؟ چه كسى مقصّر است ؟
اين همان احتجاج الهى است . بنابراين ، اگر غير از اين باشد ، مؤاخذه و بازخواست قبيح خواهد بود ؛ از اين رو عقل مىگويد : عقاب بدون بيان ، قبيح است و شرع هم همين را مىگويد ، آن جا كه مىخوانيم :
« وَما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا » ؛ « 1 »
و ما هرگز ( گروهى را ) مجازات نخواهيم كرد ، مگر آن كه پيامبرى برانگيزيم .
طبق اين بيان ، شأن و منزلت ائمّه عليهم السلام در اين جهان چنين مىشود كه « اللَّه يحتجّ بهم على عباده ؛ خداوند سبحان به وسيلهء آنان بر بندگانش احتجاج مىكند » تا فردى معصوم نباشد ، قابليّت احتجاج ندارد و گرنه هر عالمى در جامعه در حدّ خود كه به
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ( 17 ) : آيهء 15 .