فرمود : مگر سايهء خود را در پرتو خورشيد نمىبينى كه چيزى هست ؛ ولى چيزى نيست .
سپس از ميان آنها پيامبران را برانگيخت و ايشان را به اقرار به خداى عز وجل دعوت كرد . اين است معناى گفتار خداى عز وجل كه مىفرمايد : « اگر از آنها بپرسى چه كسى خلقشان كرده به يقين خواهند گفت : خدا » . سپس آنها را به اقرار پيامبران دعوت كرد . برخى اقرار كردند و برخى انكار ورزيدند .
آن گاه به ولايت ما دعوتشان فرمود . به خدا سوگند ، كسى به آن اقرار كرد كه خدا او را دوست داشت و هر كه را دشمن داشت انكار ورزيد و همين است معناى گفتار خداى تعالى كه مىفرمايد : « آنها به آن چه در گذشته تكذيب كرده بودند ، ايمان نخواهند آورد » .
سپس امام باقر عليه السلام فرمود : تكذيب در آن جا واقع شد .
ائمّه عليهم السلام در آن عالم حجّت الهى بر تمام انبيا و ملائكهء مقرّب بودهاند ، و حتّى ملائكه عبادت خداوند متعال را از ائمه عليهم السلام ياد گرفتهاند .
ائمّه ؛ حجّت در عالم آخرت
ائمّه عليهم السلام در عالم آخرت نيز هم شاهد خداوند متعال هستند و هم حسابرس مردم به اذن او . امير مؤمنان على عليه السلام « قسيم الجنّة والنار » است و در احاديث فريقين چنين آمده است :
لا يدخل الجنّة إلّامن جاء بجوازٍ من علي بن أبي طالب ؛ « 1 »
كسى نمىتواند به بهشت وارد شود مگر جوازى از جانب على بن ابىطالب عليهما السلام داشته باشد .
هامش
( 1 ) . المناقب ، ابن مغازلى : 119 .