تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
وظايفش عمل مىكند حجّت است . مگر نمىگويند : حجّة الاسلام ؟ هر فرد متّقى و متديّنى در جامعه در حدّ خود بر ديگران حجّت است ؛ ولى هيچ كدام از اين‌ها معصوم نيستند . معصوم حجّت خداوند سبحان است بر جميع خلايق . اين كه در مورد غير معصوم گفته شود : « حجّة اللَّه » اين سخن غلط است ، يا مجاز است ، يا تعارف . . . آرى ، آن مقام ائمّه عليهم السلام است . و طبق شرحى كه گفته شد صلاح جامعه به سه پايه نياز دارد : پايهء نخستين بر خداست ؛ پايهء دوم بر مرسَل ، و پايهء سوم بر امام بعد از رسول ، كه با اين سه اصل ، زمينهء صلاح يك جامعه تحقّق پيدا مىكند . پس اگر چنين نشود خود مردم مقصرند ، و اين واقعيّتى است و به اين معنا برهان قائم است . بريد بن معاويه گويد : امام صادق عليه السلام مىفرمايد : ليس للَّه على خلقه أن يعرفوا قبل أن يعرّفهم وللخلق على اللَّه أن يعرّفهم وللَّه على الخلق إذا عرّفهم أن يقبلوا ؛ « 1 » براى خدا بر مردم حقى نيست تا بشناسند ؛ بلكه حق مردم نسبت به خداوند اين است كه خداوند به آن‌ها بشناساند و آن گاه حق خدا بر مردم اين مىشود كه آنان پس از شناخت بپذيرند . پس خدا معرّف را بايد نصب كند و او را به مردم معرّفى نمايد و تا اين امر تحقّق نيابد ، احتجاج معنا ندارد . از طرفى معرفت اين معرّف بايستى از طريق خاصّى باشد ؛ چرا كه خداوند متعال معرفت خود را نيز از طريق خاصّى معيّن كرده است ، نه هر كسى كه عقلش هر چه گفت و نه هر شيخ يا مرشدى در عالم ادّعا كند . در اين صورت ، همهء اين راه‌ها انحرافى مىشود ؛ از اين رو ائمّه عليهم السلام فقط بعد از رسول اللَّه
هامش
( 1 ) . الكافى : 1 / 164 ، حديث 1 ، التوحيد ، شيخ صدوق : 412 .