آرى ، آنان در همهء حالاتشان چنين هستند . آنان حُسنِ تمام و تمامِ حسن هستند و از هر سوء ، نقص و قبحى به دورند . هر كس چنين باشد ، اصلِ وجودش دعوت مىشود و بايد در همهء حالاتش - على الاطلاق - به او اقتدا كرد .
بنابراين كسى كه مقتداى على الاطلاق باشد و در همهء حالاتِ او هيچ گونه نقص ، قبح و سويى وجود نداشته باشد ، جز معصوم نخواهد بود و كسى كه معصوم باشد « المثل الأعلى » است .
و حجج الله على أهل الدنياء والآخرة والأولى
حجّتهاى خدا
و ( سلام بر ) حجّتهاى خدا بر مردم دنيا ، آخرت و اولى .
ائمّه عليهم السلام حجّتهاى خدا بر اهل دنيا ، آخرت و اولى هستند . « حجج » جمع حجّت و به معناى برهان است . آرى ، اگر كسى داراى ويژگىهاى ياد شده باشد البته حجّت خدا بر اهل دنيا ، آخرت و اولى خواهد بود .
اين چه شأن و منزلتى است كه كسى برهان خدا باشد ؟ خداوند در هر عالَمى از عوالم ، چه در دنيا و چه قبل و بعد دنيا به ائمهء اطهار عليهم السلام احتجاج مىكند و آيا كسى قدرت ايستادگى در مقابل برهان الهى را دارد ؟
احتجاج براى چيست ؟ بديهى است كه خداوند متعال به احتجاج ، استدلال و اقامه شهود نياز ندارد . اگر بخواهد كسى را مؤاخذه كند ، مطابق علمش حكم مىكند ؛ چرا كه به همهء امور احاطه دارد . پس آوردن برهان و اقامهء شهود براى چيست ؟
مگر كسى مىتواند بر حكم خداوند متعال اعتراض كند ؟ « 1 » مگر عدل الهى ،
هامش
( 1 ) . در آيهء 23 سورهء انبياء ( 21 ) مىخوانيم : « لايُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ » ؛ از آن چه انجام مىدهدبازخواست نمىشود در حالى كه آنان بازخواست مىشوند .