والدعاء إلى الشيء الحثّ على قصده ؛ « 1 »
اين كه كسى را به سوى چيزى دعا مىكنيد ؛ يعنى او را به سوى آن چيز وادار مىنماييد .
قرآن كريم مىفرمايد :
« قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني إِلَيْهِ » ؛ « 2 »
( يوسف ) گفت : پروردگارا ! زندان نزد من از آن چه مرا به سوى آن فرا مىخوانند محبوبتر است .
در آيه ديگرى مىخوانيم :
« وَاللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ » ؛ « 3 »
و خداوند به سراى صلح و آرامش فرا مىخواند .
در آيه ديگرى آمده است :
« وَيا قَوْمِ ما لي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ وَتَدْعُونَني إِلَى النَّارِ » ؛ « 4 »
و اى قوم من ! چرا من شما را به سوى نجات و رهايى فرا مىخوانم و شما مرا به سوى آتش فرا مىخوانيد ؟
اينها مواردى است كه راغب اصفهانى دربارهء واژهء « دعوت » به آنها استشهاد كرده است .
ائمه عليهم السلام « داعى إلى اللَّه » هستند كه در آينده در عبارت « الأئمّة الدعاة »
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن : 170 .
( 2 ) . سورهء يوسف ( 12 ) : آيهء 33 .
( 3 ) . سورهء يونس ( 10 ) : آيهء 25 .
( 4 ) . سورهء غافر ( 40 ) : آيهء 41 .