ابن فارس كه از بزرگان علماى لغت است در معناى ارث مىنويسد :
أن يكون الشيء لقوم ثمّ يصير إلى آخرين بنسب أو سبب ؛ « 1 »
انتقال چيزى از گروهى به گروه ديگر به واسطهء نسبى يا سببى .
وى سپس به اين بيت شعر استشهاد مىكند و مىگويد :
ورثناهن عن آباء صدق * ونورثها إذا متنا بنينا 2
ما اين اشيا را از پدران خود به ارث برديم كه براى فرزندانمان به ارث خواهيم گذاشت .
روشن است كه در فقه اسلام نيز ارث به همين معناست ؛ ضوابط ، احكام و حدودى تعيين شده است كه بايستى مطابق آنها ماتَرَك تقسيم و به ورّاث منتقل گردد .
ولى چنان كه گفتيم ، اين واژه در قرآن بسيار به كار رفته است . در آيهاى از قرآن مىخوانيم :
« أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ * الَّذينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فيها خالِدُونَ » ؛ « 2 »
اينان ( مؤمنانى كه عمل صالح انجام دادند ) همان وارثان هستند ؛ وارثانى كه بهشت برين را به ارث مىبرند و در آن جاودانه خواهند ماند .
در آيهء ديگرى آمده است :
« وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ اْلأَرْضِ وَمَغارِبَهَا » ؛ « 3 »
و ما مشرقها و مغربهاى پربركت زمين را به آن گروهى كه به ضعف كشانده شده بودند به ارث واگذار كرديم .
هامش
( 1 ) و 2 . معجم مقاييس اللغه : 6 / 105 .
( 2 ) . سورهء مؤمنون ( 23 ) : آيات 10 و 11 .
( 3 ) . سورهء اعراف ( 7 ) : آيهء 137 .