بذلك المنتقل عن الميّت فيقال للقنية الموروثة : ميراث وإرث . « 1 »
انتقال چيز ارزشمندى بدون عقد و مانند آن را ارث گويند . . . .
اين انتقال در كلام راغب اطلاق دارد . موت در مادهء ارث و مفهوم آن مدخليّت ندارد . چون پس از بيان معناى كلمه مىگويد : « وسمّي بذلك المنتقل عن الميت . . . » و آيات قرآن نيز بر اين جهت دلالت داشت . شاهد اين مطلب اين است كه در دوران حيات پدر مىگويند اين پسر از پدرش ، جود ، سخا و حسن اخلاق را به ارث برده است و هر چند اين تعبير مجازى است ؛ امّا لازم نيست حتماً مرگى در كار باشد .
اين دقّتها بايستى در لغات بشود و ثمره هم دارد كه ارث انتقال بدون موت و در غير عقد باشد ، يعنى انتقال است ؛ ولى خريد و فروش و اجاره و معاملهاى در كار نيست و چه منقولٌ عنه مرده يا حيات داشته باشد .
ارث پيامبران الهى
با تأمّل در آيات و روايات ، از مجموع آنها اين گونه استفاده مىشود كه پيامبران الهى امورى را به ارث مىگذارند :
1 . مقامات و منازل آنان در پيشگاه خدا : در موردى كه دليل قائم بشود اشخاصى كه بعدها آمدند وارثان انبيا در مقامات و منازل آنها در پيشگاه خداى سبحان هستند . براى مثال ، ولايتهاى انبيا ، وساطت آنان در فيض ، معجزههاى آنان ، به ائمّه عليهم السلام ارث مىرسد .
2 . ملكات و صفات حميده : ائمّه عليهم السلام در علوم ، ملكات ، صفات حميده ، عصمت و جهات معنوى ديگر كه انبيا داشتند وارث آنها هستند .
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن : 518 .