در آيه ديگرى مىخوانيم :
« وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ » ؛ « 1 »
ما در زبور پس از ذكر نوشتيم كه بندگان شايستهام وارث زمين خواهند شد .
با توجّه به اين آيات بايد تأمّل كنيم كه « ارث » يعنى چه ؟ آيا « الفردوس » كه به جاهاى خاصّى از بهشت گفته مىشود ملك كسى بوده و مىخواهند به ديگرى منتقل شود كه مىفرمايد : « اينان همان وارثان هستند ؛ وارثانى كه بهشت برين را به ارث مىبرند و در آن جاودانه خواهند ماند » ؟
در آيه ديگرى مىفرمايد :
« إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ اْلأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْها » ؛ « 2 »
ما ، زمين و همهء افرادى را كه بر آن هستند به ارث مىبريم .
و از اين روست كه يكى از نامهاى خداوند « الوارث » است ؛
يعنى خداوند اشياء و مالكان آنها را كه انسانها باشند ، به ارث مىبرد . مگر انسان در ملك خدا نبوده كه حالا به ملك خداوند متعال منتقل مىشود ؟ بديهى است كه ملكيّت خداوند حقيقى است ؛ خداوند متعال در هر لحظهاى و همزمان مالك وارث و موروث و مورّث مىباشد ؛ از اين رو بايستى در معناى ارث دقّت بيشترى كرد ؛ چرا كه معناى دقيقترى دارد .
راغب اصفهانى در المفردات في غريب القرآن « 3 » درباره واژهء « ارث » مىنويسد :
الوراثة والإرث ، انتقال قنية إليك عن غيرك من غير عقد ولا ما يجري مجرى العقد وسمّي
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ( 21 ) : آيهء 105 .
( 2 ) . سورهء مريم ( 19 ) : آيهء 40 .
( 3 ) . كتاب لغت المفردات في غريب القرآن راغب اصفهانى ، تا حدّى فرهنگ دقيقى است ؛ از اين رو برخى از بزرگان و اساتيد ما در موارد بسيارى به اين كتاب مراجعه مىكردند .