تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
سومين تاريكى معنوى ، تاريكى جهل و نادانى است كه هيچ ظلمت و تاريكى بالاتر از اين نيست و اين تاريكى منشأ همهء شرور و مفاسد است . ائمّه عليهم السلام وسيلهء خروج و رهايى از تاريكى جهل و جهالت هستند . تاريكى چهارم معنوى كه خيلى مهم است ، تاريكى فتنه است . اين تاريكى در هر عصرى براى امّت‌ها پيش آمده است و در امّت اسلام نيز خدا داند چندين بار پيش آمده و هنوز هم پيش مىآيد و در آينده نيز پيش خواهد آمد . تاريكى فتنه بدين گونه است كه انسان در برهه‌اى از زمان در شرايطى قرار مىگيرد كه راه‌ها متعدّد شده و همه ظاهرِ خوب دارند ، انسان متحيّر مىشود كه راه نجات كدام است . همهء افراد خوب و بد از نظر ظاهر به هم شباهت دارند ، ولى سخنانشان با هم تضاد و تناقض دارد . انسان سر در گم است كه كدام راه را طى كند . براى نمونه همه مكّه رفته‌اند ، نماز مىخوانند ، نه فقط نماز واجب ؛ بلكه نماز شب مىخوانند ، همه عمّامه دارند ، ريش دارند ؛ ولى حرف‌ها با هم در تضاد و تناقض است و امر ملتبس مىشود ، به راستى انسان در چنين شرايطى چه وظيفه‌اى دارد ؟ از اين رو پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله در حديثى مىفرمايد : فإذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن ؛ « 1 » آن گاه كه فتنه‌ها بر شما روى آورد و به مانند قسمتى از شب تاريك گشت به قرآن چنگ بزنيد . و در حديث ديگرى كه جمعى از محدّثان عامّه آورده و بعضى در سندش خدشه كرده‌اند فرموده : ستكون بعدي فتنة ، فإذا كان ذلك فالزموا علي بن أبي طالب ، . . . . « 2 »
هامش
( 1 ) . الكافى : 2 / 598 و 599 ، حديث 2 ، وسائل الشيعه : 4 / 828 ، حديث 3 ، بحار الانوار : 89 / 17 ، حديث 16 . ( 2 ) . الاصابه و الاستيعاب و اسد الغابه در احوالات أبوليلى الغفاري .