و از طرفى مىفرمايد :
علي مع القرآن والقرآن مع علي . « 1 »
و در احاديث بسيارى به قرآن و عترت هر دو توصيه نموده .
آرى ، انسان ناگزير است كه در تاريكى فتنه راه برود و به طرفى حركت كند . چه كسى راه صحيح را پيش روى انسان مىتواند بگذارد جز قرآن و ائمّه عليهم السلام كه در چنين شرايطى موجب نجات و هدايت انسان هستند ؟ از اين رو گفتيم كه اين عبارتها : « ائمّة الهدى ومصابيح الدجى وأعلام التقى » با هم تقارب دارند .
آيا افرادى كه با ائمّه عليهم السلام در هر عصر و زمانى ارتباط داشتهاند و ملازم آن بزرگواران بودهاند ، همواره در شرايط فتنهها متحيّر مىماندهاند ، يا ايشان نيز به سهم خود و به اندازهء توانشان چراغهاى روشنگر و پيشوايان هدايت ديگران شدهاند ؟
آرى ، تربيت شدگان مكتب اهل بيت عليهم السلام كه در خدمتشان بودهاند ، در هر شرايطى موجب نجات و رهايى ديگران مىشدهاند و وجودشان واقعاً وجود مؤثّرى بوده است .
نگاهى به وصاياى پيامبر خدا
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله وصايا و سفارشهاى بسيارى دارند . در يك جمع بندى مىتوان وصاياى آن حضرت را به دو بخش تقسيم كرد :
1 . وصاياى عمومى ؛
2 . وصاياى خصوصى .
وصاياى عمومى سفارشهايى است كه براى عموم مردم بوده است ؛ از جمله
هامش
( 1 ) . اين حديث نزد عامه و خاصه مشهور است و جمعى به صحّت آن حكم كردهاند ؛ از جمله حاكم نيشابورى در المستدرك على الصحيحين : 3 / 124 .