دوم . با وجود مقتضى بايستى مانع نيز مفقود باشد . مانع گاهى در وجود آن شخص است كه بايستى خود را از آن منزّه سازد و گاهى در آن مكان است . از اين رو گاهى كسى به خانه فردى مىرود و او آمادگى پذيرش ندارد . « 1 » قرآن كريم مىفرمايد :
« وَإِنْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا » ؛ « 2 »
اگر گفته شد باز گرديد ، باز گرديد .
5 . در برخى مكانها ديوارها خيلى بلند هستند و سور و حصارى كه كشيده شده چنان محكم است ، كه ورود به آن مكان به هيچ وجه ممكن نيست . ناگزير يا بايستى انسان از در وارد شود ، يا اصلًا وارد آن مكان نشود .
6 . گاهى براى يك مكان هر قدر هم عظيم و باشكوه باشد ، به جهت امنيّتى يا دلايل ديگر فقط يك در مىگذارند تا ورود و خروج كنترل شود و افراد شناسايى شوند ؛ چرا كه شايد شناسايى لازم از درهاى متعدّد ممكن نباشد .
جايگاه رفيع ايمان
با توجه به آن چه بيان شد ، اينك بايد روشن شود كه اين خصوصيات براى چه لحاظ شده است . در تعريف ايمان آمده است :
الإيمان هو الاعتقاد الجازم ؛ « 3 »
ايمان يعنى انسان به چيزى اعتقاد جازم داشته باشد . به تعبير عرف مردم ، ايمان
هامش
( 1 ) . يكى از فضلاى حوزه به خانهء يكى از ارحام ما آمده بود ، به حسب اتّفاق او آمادگى پذيرش نداشت . از اين رو ، بعد از سلام به او گفت : « وَإِنْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا » . آن آقا خيلى ناراحت شد كه رفتم خانهء فلانى اين آيه را خواند و راه نداد !
( 2 ) . سوره نور ( 24 ) : آيهء 28 .
( 3 ) . ر . ك حاشية الكافى ( رفيع الدين محمّد بن حيدر نائينى ) : 62 .