دوازده امامى نيست ، بلكه آنها مخالفان عثمان را - هر چند دشمن اميرالمؤمنين عليه السلام باشد - شيعى مىدانند ! آنان پيروان مكتب خلفا را به جرم اينكه در آثار خويش حقايقى از زندگى شيخين را مطرح ساختهاند به تشيع متّهم مىكنند و بلكه مخالفان معاويه و بنواميه را شيعى و يا حتى رافضى خواندهاند . در احوالات حاكم نيشابورى تعابيرى همچون « شيعى » و يا « رافضى » به كار بردهاند . اين عنوان نه به خاطر آن است كه وى محبّ اميرالمؤمنين عليه السلام بوده است ؛ خير ! او از پيروان مكتب خلفا است ، اما به جهت مخالفت وى با معاويه و بنواميه ، او را به تشيع و رافضى بودن متهم كردهاند . وى مخالف معاويه بوده است . وقتى به اصرار از وى درخواست كردند كه حديثى در فضيلت معاويه جعل كند ، نپذيرفت و در پاسخ گفت : « از دلم نمىآيد » كه آن را به « لا يجىء من قلبي » ترجمه كردهاند . وى در راه مخالفت با معاويه حتى مورد ضرب و شتم نيز قرار گرفت و به همين جرم شيعى و رافضى خوانده شد . اما وى نه تنها محب اميرالمؤمنين عليه السلام و شيعه اثناعشرى نيست ، بلكه در آثار خويش به نفع شيخين احاديثى نقل كرده است كه قطعاً كذب است ، ولى حاكم بَر صحت آن اصرار دارد .
از اين نمونهها در تاريخ فراوان است و برخى از آن را در مباحث مقدماتى ( جلد نخست ) مطرح كردهايم . حاصل آنكه اصطلاح « شيعى » و « رافضى » منحصر به مواليان اميرالمؤمنين عليه السلام و شيعيان اماميه نيست و دايرهء وسيعى دارد .
با اين مقدمه ، از « عبده » بايد پرسيد : آنگاه كه وى مدّعى است احاديث مباهله ساخته و پرداخته شيعيان است ، منظور وى از شيعه كدام گروه است ؟ اگر مراد وى از شيعه ، مخالفان عثمان ، معاويه و امثال آنان باشد ، اين اشكال درون فرقهاى است و به شيعيان اماميه ارتباطى ندارد و از اين جهت اشكالى بر ما وارد
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٨٧