دانسته است . اما روشن است كه اين گفته ، هرگز ياراى مقابله با احاديث متواتر را ندارد . يكى از سخنانى كه ابوحيّان مطرح كرده آن است كه اگر نصارا براى مباهله حاضر مىشدند ، پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم دستور مىفرمود كه همه مسلمانان با خانوادهء خود براى مباهله بيايند . اما واقعاً قائل اين سخن ، براى ادعاى خود چه دليلى ارائه كرده است و كلام خود را به چه دليل علمى مستند كرده است ؟ ! همچنين كسانى كه ادعا كردهاند مراد از « انفسنا » برادران يا همسران هستند ، چه دليلى بر ادعاى خود دارند ؟
اگر هر ادعاى بى اساسى بتواند اجماع مفسّران را منتفى سازد ، در اين صورت آيا مىتوان در مسألهاى به اجماع رسيد ؟ ! و آيا يك مسلمان بى طرف و منصف در برابر احاديث صحيح نبوى ، اقوال پوچى را مىتواند به عنوان تفسير كتاب خدا مطرح كند ؟ !
نكته ديگرى كه در عبارت ابوحيّان در خور توجّه است كلام ابواحمد بن علان است . به اعتقاد او يكى از شرايط شركت شخص در مباهله رسيدن به سن تكليف است و به مقتضاى اين كبرا بايد بگوئيم كه حسن و حسين عليهما السلام در آن هنگام مكلّف بودهاند .
روشن است كه در تكليف شرايط سنى و علائم بلوغ مطرح است و حسنين عليهما السلام در آن زمان خردسال بودهاند و هيچ يك از اين شرايط را نداشتند تا بتوان آنها را مكلّف دانست ، از اين رو تكليف در مباهله شرط نيست . امّا ممكن است عصمت شرط باشد و مسلماً حسنين عليهما السلام معصوماند ، امّا تعصّب ابواحمد بن علان مانع از آن است كه وى به عصمت حسنين عليهما السلام اعتراف كند . از اين رو بحث تكليف را مطرح كرده و على رغم خردسالى حسنين عليهما السلام با استناد به شرط مكلّف بودن براى شركت در مباهله مىگويد :
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٦٦