ليكن اين داستان هيچ دلالتى بر امامت و افضليت [ اهل بيت ] ندارد .
و سخن [ سيد كه مىگويد ] : « به تحقيق خداوند [ اميرالمؤمنين عليه السلام ] را نفس رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم قرار داد ، در حالى است كه اتحاد محال است ؛ پس معناى مساوات براى ايشان باقى مىماند و پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم ولايت عام دارد . پس مساوى ايشان نيز بايد چنين باشد » .
مىگوييم : قبول نداريم كه براى معناى نفس وجهى جز مساوات وجود نداشته باشد ، بلكه دليلى بر اين ادعا وجود ندارد و حمل آن بر اين معنا ممتنع است ، زيرا احدى با رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم مساوى نيست ، نه على [ عليه السلام ] و نه غير او .
علاوه بر موارد بالا ، اين لفظ در لغت عرب نيز اقتضاى مساوات ندارد . خداى تعالى در داستان افك مىفرمايد : « لَوْ لاإِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقالُوا هذا إِفْكٌ مُبينٌ » ؛ چرا هنگامى كه آن [ تهمت بزرگ ] را شنيديد ، مردان و زنان مؤمن دربارهء خود گمان نيك نبردند و نگفتند اين تهمتى آشكار [ از سوى منافقان ] است ؟ در داستان بنواسرائيل نيز مىفرمايد : « فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ » ؛ به سوى آفرينندهء خويش باز گرديد و خودتان را بكشيد و اين در پيشگاه آفريدگارتان براى شما بهتر است . به عبارت ديگر برخى از شما بعضى ديگر را مىكشند و نفس در اين آيه مساوات را ثابت نمىكند و در واقع اينگونه نيست عبادتكنندهء گوساله ، با كسى كه آن را عبادت نكرده مساوى باشد .
همچنين آنجا كه خداوند مىفرمايد : « وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ » ؛ يعنى بعضى از شما برخى ديگر را نكشيد ، هر چند با يكديگر مساوى نيستند .
و خداى تعالى مىفرمايد : « وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ » ؛ يعنى برخى از شما از بعض ديگر بدگويى نكند و بر او طعن نزده و عيب جويى نكند كه اين نهى شامل همهء مؤمنان
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 348
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٤٨