تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
شىء به معناى خود شىء است ، اما از آنجا كه خداوند به پيامبر دستور مىدهد كه نفس خود را براى مباهله دعوت كن ، روشن مىشود كه مراد از نفس پيامبر شخصى غير از خود آن حضرت است ؛ زيرا دعوت كننده كسى است كه بايد ديگرى را دعوت كند ، اما دعوت شخص از خويشتن بى معناست و با چنين چيزى شخص را دعوت كننده نمىنامند ؛ از همين رو نفس در اين آيه در معناى حقيقى به كار نرفته است و معناى مجازى آن مراد است . در معناى مجازى نيز أقرب المجازات در نظر گرفته مىشود و أقرب المجازات به حقيقت ، مساوات است . پس بايد گفت به نص آيهء مباهله ، اميرالمؤمنين عليه السلام در جميع كمالات - البته به جز نبوت - با رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم مساوى است و از آنجا كه رسول خدا اولى به تصرف هستند ، اين مقام براى اميرالمؤمنين نيز ثابت خواهد شد . هم‌چنين است كمالات ديگر رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم ، مانند عصمت ، افضليت و . . . كه اين كمالات نيز براى اميرالمؤمنين عليه السلام ثابت خواهد شد . دوم : داستان مباهله و گفتار و رفتار رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم در جريان آن ، از چند جهت بر افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام دلالت دارد . جهت نخست اقدام رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم بر دعوت اميرالمؤمنين ، حضرت صديقهء طاهره ، امام مجتبى و حضرت سيدالشهداء عليهم السلام است كه بيان‌گر اين حقيقت است كه آن بزرگواران محبوب‌ترين افراد نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم بوده‌اند و روشن است كه محبوب‌ترين فرد نزد پيامبر ، بافضيلت‌ترين افراد امت پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم خواهد بود . از همين رو است كه برخى از عالمان اهل سنّت نيز به دلالت داستان مباهله بر احبّ الناس بودن اهل بيت عليهم السلام نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم اعتراف كرده‌اند . بيضاوى در تفسير آيهء مباهله مىنويسد :