بنابراين دلالت آيهء تطهير بر عصمت اهل بيت عليهم السلام بسيار روشن است و عجيب است كه بيضاوى على رغم اينكه از آيهء تطهير عصمت اهل بيت را برداشت مىكند ، اما صرفاً با استناد به سياق آن آيه را ردّ مىكند ! به عبارت ديگر او معتقد است هر چند از ظاهر آيهء عصمت اهل بيت فهميده مىشود ، اما از آنجا كه براساس سياق ، همسران پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم نيز در زمرهء اهل بيت هستند و مىدانيم كه آنها عصمت ندارند ، بنابراين نمىتوان با تكيه بر آيه به عصمت اهل بيت عليهم السلام استدلال كرد ! وى در اين باره مىنويسد :
الإحتجاج بذلك على عصمتهم وكون إجماعهم حجةً ضعيف ؛ لأنّ التخصيص بهم لا يناسب ما قبل الآية و ما بعدها ؛ « 1 »
احتجاج به اين آيه بر عصمت اهل بيت و حجيت اجماع ضعيف است ؛ زيرا تخصيص « اهل بيت » به پنج تن آل عبا با قبل و بعد آيه مناسبت ندارد .
با توجه به عبارت بيضاوى ، اگر اختصاص اهل بيت به عترت ثابت شود ، اين آيه بيانگر عصمت خواهد بود ؛ ولى اگر زنان پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم را از اهل بيت بدانيم ، نمىتوان از آيه عصمت را استفاده نمود ، زيرا روشن است كه زنان پيامبر معصوم نيستند .
اين كلام بيضاوى از اعتراف وى به ظهور آيه در عصمت اهل بيت حكايت دارد ، اما دليل وى براى نفى اين ظهور كاملًا بىاساس است ؛ زيرا ما پيش از اين اختصاص آيه به عترت را ثابت كرديم و گفتيم استناد به سياق در جايى كه دليل قطعى وجود دارد صحيح نيست . بنابراين براساس سنّت صحيح و صريح ، آيه اختصاص به عترت دارد و به روشنى بر عصمت ايشان دلالت مىكند و دلالت آيه
هامش
( 1 ) . تفسير البيضاوي : 4 / 374 .