گروه سوم از علما مىفرمايند : كلمه اهل بيت عام و در برگيرندهء عترت و ازواج مطهرات مىباشد . ازواج از اين جهت [ يعنى سياق ] مورد شأن نزول هستند ، چنانچه عكرمه همين مطلب را گفته است و اما اهل بيت به خاطر اينكه روايات اين چنين مىگويد . . . دليل بر دخول ازواج مطهرات آن بود كه ذكر نموديم .
و قول همين جماعت [ سوم ] ارجح است ، چرا كه مطابق اين قول بر تمام دلايل عمل مىشود [ يعنى مقتضاى جمع بين همهء ادله است ] و مطابق قول دو گروه قبلى ، ترك دستهاى از دلايل لازم مىآيد و اين خلاف قانون « الإعمال أولى من الإهمال » است .
پاسخ اين اشكال در بررسى قول ابن كثير به تفصيل بيان شد . حاصل آن كه با وجود روايات فراوانِ صريح و صحيح ، هرگز جايى براى سياق باقى نمىماند ، لذا استناد به سياق اينجا ارزش علمى ندارد تا لازم باشد ميان دو گفته جمع كنيم . به عبارت ديگر در جايى كه راهى براى فهم مراد وجود نداشته باشد ، سياق كه قرينهاى عرفى است كارگشا است ، اما در اينجا روايات به روشنى مراد را بيان كردهاند ، به همين روى حتى خود عكرمه كه تنها مدّعى اختصاص آيه به ازواج النبى بود هرگز به سياق استدلال نمىكند ، بلكه خود او اقرار دارد كه از نظر همه عالمان ، مفسّران و محدّثان آيه تطهير اختصاص به اهل بيت عليهم السلام دارد . شاهد اين ادعا آن است كه وى در بازار جار مىزده است :
ليس بالذي تذهبون إليه ؛
مراد از اهل بيت آن نيست كه شما مىگوييد .
چنان كه پيشتر گفتيم ، اين گفتار عكرمه ظهور دارد در اين كه رأى همه بر خلاف ادعاى عكرمه بوده است . بنابراين قول يك خارجىّ كذاب هرگز نمىتواند با روايات پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم معارضه كند تا مجبور به جمع ميان اين دو
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٨٢