تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
وقال : أبو داود : صدوق إلا أنه يتشيع . وقال أبو حاتم : يكتب حديثه ولا يحتج به . قلت : أما التشيّع ، فقد قدّمنا أنه إذا كان ثبت الأخذ والأداء لا يضرّه ، لا سيما و لم يكن داعية إلى رأيه ؛ « 1 » ابوهيثم خالد بن مخلّد قطوانى كوفى از رجال بخارى ، مسلم ، ترمذى ، نسائى و ابن ماجه قزوينى مىباشد . وى از اساتيد بزرگ بخارى است كه گاهى به صورت مستقيم و گاهى با يك واسطه از وى حديث نقل مىكند . عجلى گويد : او ثقه است و عيب او شيعه بودن وى است . ابن سعد گويد : وى در تشيع خود افراط مىكرد . صالح جزره گويد : وى ثقه است الا اين‌كه به غلوّ در تشيع متهم است . احمد بن حنبل گويد : وى احاديث منكرى دارد . ابوداوود گويد : او راست‌گو است ، الا اين‌كه ادعاى شيعه بودن دارد . ابوحاتم گويد : حديثش نوشته مىشود ، ولى به آن احتجاج نمىگردد . من مىگويم : چنان كه پيشتر بيان كرديم ، چنان چه راوى ضابط باشد و در نقل كم و زياد نكند ، تشيع [ به وثاقت او ] ضرر نمىزند ، به ويژه حديثى كه نقل مىكند ، انگيزه‌اى براى گرايش به مذهب او ايجاد نكند . بنابراين براساس مبانى رجالى اهل تسنن ، خالد بن مخلد بى شك ثقه است . به علاوه وى از راويان بخارى ، مسلم ، ترمذى ، نسائى و ابن ماجه است و پنج صحيح از صحاح ستّه اهل تسنن از او روايت كرده‌اند . جاى بسى تعجب است كه اهل تسنن از يك سو مسلم و بخارى را به عرش اعلا مىبرند و كتاب آن دو را پس از قرآن مجيد صحيح‌ترين كتاب‌ها مىدانند ، و از سويى ديگر احاديث و راويان آن‌ها را چنان‌چه بر خلاف ميلشان باشد جرح مىكنند !
هامش
( 1 ) . مقدّمة فتح الباري : 398 .