تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
روى عن سفيان الثوري ومحمّد بن إسحاق وكانا يقولان : « حدّثنا أبوالنضر » حتى لا يعرف ؛ « 1 » سفيان ثورى و محمّد بن اسحاق از محمّد بن سائب كلبى روايت مىكردند و براى اين كه شناخته نشود ، از او با كنيه‌اش نام برده و مىگفتند : « حدّثنا ابوالنضر » تا شناخته نشود ! كنيهء كلبى « أبونضر » است ، اما سفيان ثورى و محمّد بن اسحاق به جهت مخفى نگاه داشتن نام وى ، احاديث او را با كنيهء أبونضر نقل مىكرده‌اند . مسلماً سفيان ثورى و محمّد بن اسحاق نزد اهل تسنن از عالمان بزرگ به شمار مىآيند و كسى آن‌ها را به دليل اختفاء نام كلبى به تدليس متهم نمىكند . همين طور اگر عطيه نيز چنين كارى كرده باشد ، نمىتوان او را به تدليس متهم ساخت . به علاوه اگر تقيه را تدليس بناميم و آن را موجب جرح بشماريم ، مسلماً بخارى « اوّل المجروحين » خواهد بود ؛ زيرا در احوالات وى نوشته‌اند كه محمّد بن يحيى بن عبداللَّه بن خالد ذهلى نيشابورى - كه از عالمان بزرگ نيشابور و از مشايخ بخارى و مسلم است - بخارى را به خاطر عقايد باطل از شهر اخراج و نقل حديث از وى را ممنوع كرد . به همين جهت بخارى به هنگام روايت از محمّد بن يحيى به نام او تصريح نمىكرد ، بلكه در قالب اسم‌هاى ديگرى هم‌چون : محمّد ، محمّد بن عبداللَّه و محمّد بن خالد از وى حديث نقل مىكرد . « 2 » ذهبى در سير أعلام النبلاء در همين باره مىنويسد :
هامش
( 1 ) . وفيات الأعيان : 4 / 310 ، ذيل شماره 634 . هم‌چنين ر . ك : المجروحين : 2 / 253 ؛ اللباب في تهذيب الأنساب : 3 / 105 . ( 2 ) . براى اطلاع بيشتر از اين قضيه ر . ك : جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام : 1 / 74 - 75 .